Advertisement

عناوین

اجلاس کشورهای ترک زبان در استانبول

اجلاس کشورهای ترک زبان در استانبول

   کشورهای ترک زبان هفته آینده در استانبول گردهم خواهند آمد

گزارش سازمان ملل در مورد نژادپرستی در ایران

گزارش سازمان ملل در مورد نژادپرستی در ایران

  ترجمه متن کامل گزارش کمیته ضد نژادپرستی سازمان ملل در مورد نژادپرستی در ایران  

عنوان بزرگترین پرچم دنیا از آن پرچم آذربایجان
بازخوانی حوادث دانشگاه تبریز در تیرماه ۷۸

بازخوانی حوادث دانشگاه تبریز در تیرماه ۷۸

  به رغم گستردگی و زیانباری بیشتر حرکت دانشگاه تبریز این سرکوب خونبار در رسانه های فارسی زبان بازتاب نیافت    

سازمان ملل متحد: به نژادپرستی در ایران پایان دهید
ایران و قضیه ی ایران نسخه PDF چاپ ارسال به دوست
امتیاز: / 2
بدعالی 

ایران و قضیه ی ایران

م.ع. زنگین

"مليت زماني تجلي مي يابد كه وجودش تهديد به مرگ شده باشد"    ژرژ گورويچ.

 

هرچند فروپاشي و تجزيه ي كشور ايران اجتناب ناپذير نبوده و هم اكنون تا حد زيادي غير ممكن مي نمايد اما تجربه ي جهاني درباره ي سرنوشت كشورهايي مانند ايران چيز ديگري به ما مي آموزند و آن اينكه در ممالكي مانند ايران كه بنيانها و زيرساخت هاي اجتماعي آنها از پتانسيل افتراق برخوردار بوده و سياستهاي عملي و اجرايي دولتهاي متمركز حاكم بر آنها نيز برخلاف تصور اشتباه حاكمان نه به همگرايي بلكه به واگرايي هر چه بيشتر مي انجامد، اين  ديناميسم افتراق به سبب وجود سيستم كنترل و تنبيه و مجازات ترسناك تا آخرين مراحل فروپاشي كشور از ديد حاكمان پنهان مانده و زماني فوران مي كند كه چاره سازي براي آن غيرممكن بوده هرآنچه را كه مانعي بر سر راه باشد از مسير خود مي روبد. كشور يوگسلاوي سابق از بهترين نمونه هاي كشورهاي داراي پتانسيل افتراق بود كه علي رغم تلاشهاي وسيعي كه براي حفظ آن صورت گرفت اما نهايتا واگرايي قومي و ناسيوناليسم عليه ناسيوناليسم كار را به جايي رساند كه حتي مديريت قدرتمند اروپايي نيز نتوانست از تبعات خونين آن جلوگيري كند و ايده ي كوسموپوليستي كمونيسم كه بيشتر صبغه ي روسي يا حد اقل اسلاوي داشت نيز چاره ساز كار نشد و درعين اينكه سيستم فدرال تا حد زيادي حفظ حقوق ملي اقوام ساكن يوگسلاوي را تضمين مي كرد اما هيچ يك از اين اقوام به چيزي كمتر از استقلال راضي نشدند هرچند به قيمتي گران و بحراني طولاني و خونين چرا كه مردمان گرد آمده در زير پرچم يوگسلاوي هيچ درك متقابل و مشتركي از يكديگر نداشتند و روايت تاريخي و فرهنگي آنها از هويت خويش و ديگران متفاوت از برداشت يكديگر و نيز متفاوت از آن چيزي بود كه از سوي كمونيستهاي روسوفيل تبليغ مي شد و خوش شانسي جالب براي آنها اين بود كه دولت يوگسلاوي چندان با ثبات و آرامش و دير نپائيد كه يك تاريخ و هويت مشترك براي ملل ساكن اين سرزمين چند پاره جعل كند و سرانجام در نبرد ناسيوناليسم  انترناسيوناليسم كمونيسم كه روايتي از انديشه ي سياسي روسها براي افزايش حوزه ي نفوذ شوروي در برابر ليبراليسم غربي بود، نايوناليسم پيروز ميدان شد واحدهاي ملي جداگانه اي از تقسيم يوگسلاوي به وجود آمدند.

درجهان امروز كشور ايران از نمونه هاي استثنايي كشورهاي چند مليتي است كه علي رغم وجود پتانسيل هاي و قدرتمند افتراق، هنوز كشوري يكپارچه و وسيع با دولتي متمركز است كه دو عامل مهم موجب حفظ يكپارچگي و تمركز سياسي آن تا به امروز شده است؛ از نظر داخلي ديناميسم دروني واگرايي در ايران علي رغم برخورداري از پتانسيل قوي هنوز چندان فعال نيست و دليل آن هم بي سوادي و بي خبري اكثريت مردمان ساكن اين كشور است چنانكه براي بيشتر آنها هنوز مسئله ي هويت و سوال اساسي من كيستم؟ مطرح نبوده و خالي از اهميت است اما به نظر مي رسد براي نسل جديد و تحصيل كرده ي اقوام ايراني به خصوص توركها اين مسئله اهميت يافته و در حال طرح شدن است. دليل دوم از نظر بين المللي است؛ اينكه هنوز توافق و ائتلافي بين المللي مبني بر طزح مسئله ي هويت و حقوق ملي ملل ساكن ايران بر اساس مفاد ميثاقهاي بين المللي حقوق بشر بر خلاف منافع حكومت متمركز و مستبد ايران وجود ندارد چنانكه در مصاحبه ي چند ساعته ي آقاي احمدي نژاد با خبرنگاران در ايالات متحده تنها يك سؤال درباره ي نقض حقوق بشر در ايران از وي پرسيده شد كه آن هم راجع به حقوق همجنس گرايان بود!!! در حالي كه حادترين مصاديق نقض حقوق بشر در ايران بي توجهي به حقوق ملي اقوام غير پارسي و اعمال تبعيض هاي سياسي- اقتصادي و فرهنگي بر عليه آنان و نيز وجود تبعيض جنسي بر عليه زنان مي باشد و غفلت جامعه ي بين المللي از اين موارد غيرقابل چشم پوشي نقض حقوق بشر به هيچ وجهي قابل توجيه نيست.

شاخصه ي اصلي افتراق  سياسي و سرزميني در ايران، تباين و تفاوت عميق هويتي است كه علي رغم تمام كوششهايي كه براي تعريف يك هويت واحد و برهم زدن تركيب جمعيتي مناطق دراي ساكنين با هويت يكسان انجام شده، هنوز به قوت خود باقي است. توركها علاوه بر پراكندگي در تمام مناطق كشور، صاحب و ساكن يك جغرافياي مشخص با خصوصيات اقليمي خاص مي باشند كه اين جغرافيا و اقليم مشخص يك عامل اساسي در شكل گيري احساس هويت جمعي و تصور واحد  سرزميني  ملي در آنها بوده و خواهد بود چرا كه براي شكل گيري هويت جمعي و تكوين احساس مليت علاوه بر وجود فرهنگ و زبان متمايز، تصور واحد سرزميني مشخص نيز لازم است و اين مسئله درباره ي ناسيوناليسم در حال رشد توركهاي ايران قابل مشاهده و بررسي است چنانكه ملي گرايي توركهاي ساكن مناطق غير از آن جغرافياي مشخص(آذربايجان) متكي به زبان توركي مي باشد بدون وجود تصوري از يك واحد سرزميني مشخص و به همين علت تورانيسم و توركيه گرايي در ايران بيشتر در ميان توركهاي غير آذربايجاني مشاهده مي شود اما در ميان ناسيوناليستهاي تورك آذربايجاني علاوه بر مسئله ي هويت زباني، هويت سرزميني نيز مطرح بوده و آذربايجان به عنوان يك جغرافياي مشخص و سرزمين ملي توركان قابليت تبديل به يك كشور مستقل را دارد .جالب اينكه پيشينه ي تاريخي واژه و جغرافياي تاريخي آذربايجان بيشتر از ايران مي باشد و اين واقعيت خودموجب تقويت اعتماد به نفس ملي در ميان ملي گرايان آذربايجاني در برابر پارسي گرايي ايراني شده است. البته دولت پارسي گراي ايران متوجه اين مسئله شده و اخيرا در تمامي دواير دولتي و غير دولتي موافق، به جاي واژه ي معروف و بايسته ي "آذربايجان" از مفهوم ابداعي و برساخته ي "شمال غرب كشور" استفائه مي كنند همچنين براي مقابله با احساس همساني و يگانگي آذربايجانبان ايران با مردم جمهوري آذربايجان، تئوري آران را مطرح كرده اند و اينكه نام آنجا آران بوده و توسط توركان عثماني در راستاي گسترش ايده ي پان توركيسم آذربايجان ناميده شده است اما اين تلاشها و چنين نظرياتي داراي هدف سياسي بوده و عاري از بنيان علمي و تاريخي است.

بلوچها در شرق ايران در جغرافيايي كاملا مشخص و منزوي قرار گرفته اند و علي رغم حفظ هويت مشخص ومتمايز خود به ويژه به سبب داشتن مذهب تسنن، شكل گيري ناسيوناليسم زباني غير مذهبي در ميان آنان به دلايلي عمده مشكل به نظر مي رسد كه از جمله ي اين دلايل به موارد ذيل مي توان اشاره كرد؛ ضعف بنيانهاي زبان بلوچي، اقليم خشك ونابارور و فقر اقتصادي و فرهنگي شديد حاصل از آن، دوري از مسير جريانهاي عمده ي بين المللي فكري و سياسي و شريانهاي اقتصاد جهاني، تقيد شديد مذهبي و بنياد گرايي مذهبي  و ... و اين تقيد شديد مذهبي هر چند نقش برجسته اي در مصون نگه داشتن هويت بلوچي از آسيب تبليغات شيعه محور پارسي گرايي داشته اما خود مانعي بر سر راه تكوين ناسيوناليسم غير مذهبي تواند بود كما اينكه حركات نظامي اعتراض آميز عبدالمالك ريگي كه يك جنبش بلوچي محسوب مي شود بيشتر صبغه ي مذهبي دارد تا ملي.

 اعراب ساكن ايران نيز علي زغم تعداد اندكشان – به ويژه در مقايسه با توركها و فارسها-  از هويت تاريخي قدرتمندي برخوردارند كه پشتوانه ي زباني و فرهنگي جهان عرب را نيز پشت سر دارد اما دو عامل اساسي در تضعيف هويت عربي و احساس هويت ملي در ميان اعراب جنوب ايران نقش اساسي داشته است كه عبارتند از؛ حذف نام و عنوان واحد سرزميني "عربستان" توسط حكومتهاي پهلوي و جمهوري اسلامي و جايگزيني "خوزستان" به جاي آن و كوچ اجباري و غير اجباري تعداد انبوهي از مردمان غيرعرب و اسكان دائم آنان در سرزمين هاي عربي جنوب ايران كه با به هم زدن تركيب اصلي جمعيت عربستان(خوزستان) و تقويت زبان فارسي در آن تاثير منفي اسفناكي بر زبان و فرهنگ و هويت عربي داشته و دارد. تسلط بر اين منطقه و امحاي هويت غير پارسي آن به ويژه به سبب داشتن منابع غني نفت و گاز كه شيشه ي عمر حكومتهاي سابق و امروز ايران محسوب مي شد و مي شود، نيازي اساسي براي اين حكومتها بود چرا كه اعراب يران مي توانستند با طرح ادعاي ملي برحق بر منابع نفت و گاز سرزمين خويش، اين حكومتها را از شريان حيات و منبع درآمد و يكه تازي و الحاق گري شان محروم كنند و طرح اين ادعاي ملي تا زماني كه يك واحد ملي با ايده ي ناسيوناليسم عربي شكل نگرفته باشد غير ممكن خواهد بود. با اين حال تلاشهاي مدني ملي گرايان عرب ايراني در راستاي احقاق حقوق ملي شان كمابيش در جريان است كه از سرشناس ترين اين فعالان ملي گرا، نويسنده و ژورناليست مشهور عرب، آقاي يوسف عزيزي بني طرف مي باشد كه اخيرا به حبس طولاني مدتي از سوي حكومت ايران محكوم شد.

توركمن ها نيز به علت داشتن مذهب متمايز از مذهب رسمي، از آسيب زبان رسمي نيز تا حد زيادي مصون مانده اند اما آنچه در ميان توركمن ها وجود دارد نه يك ملي گرايي مدرن بلكه قوم گرايي كلاسيك است و از مهمترين نشانه ها ي آن عدم احساس همبستگي آنان با ساير توركهاي ايران به ويژه آذربايجانيان است در حالي كه از نظر ريشه ي قومي و گروه زباني، هيچ تفاوت و فاصله اي ميان آنان و ساير توركهاي ايران  وجود ندارد به جز تفاوت مذهب. با اين حال عصيت قومي كلاسيك توركمن ها نيز داراي پتانسيل اعتراضي قدرتمندي است چنانكه همين همبستگي قومي در ماجراي اخير ترور چند ماهيگير توركمن توسط نيروهاي انتظامي دولت ايران، قدرت نهفته ي خود را آشكار نموده و توركمن صحرا و به ويژه بندر توركمن را ناآرام كرد و فرامش نكنيم كه هر نوع عصبيت قومي كلاسيك قابليت تبديل شدن به يك ملي گرايي مدرن را دارد.

تنها قومي كه علي رغم فعاليتهاي عيني و عملي بسيار و عمدتا نظامي، از پتانسيل ذهني و مباني نظري هويت متفاوت از آنچه كه هويت ايراني عنوان يافته و تبليغ مي شود، برخوردار نيستند، كردها مي باشند كه تئوريسين هاي طراح و مبلغ هويت مبهم ايراني توانسته اند به ويژه نسل جديد و تحصيل كرده ي آنها را به نفع هويت پارسي ايرانيزه كنند. واقعيت ديگري كه مسئله ي كردها را بغرنجتر كرده، حركات نظامي و گروههاي شبه نظامي مسلحي هستند كه به نام مردم كرد با دولتهاي منطقه درگير شده و نيز آسيبهاي زيادي به ملل همسايه وارد آورده اند چنانكه امروزه مسئله ي كرد به ويژه با سوابقي كه پژاك و پ.ك.ك رقم زده اند تبديل به يك مسئله ي نظامي شده است و واقعيت اين است كه اگر قرار باشد گروههاي خشونت پيشه ي مذكور نماينده ي مردم كرد براي حل مسئله ي ملي باشند بايد منتظر عواقب خطرناكي براي ملل منطقه به ويژه توركهاي آذربايجان باشيم. ولي مسئله ي ملي در ايران مسئله اي نيست كه با راههاي خشونت آميز و نظامي گري حل و فصل شود بلكه تلاش هاي فرهنگي و سياسي براي بيداري ملي در ميان ملت هاي  ساكن ايران و جلب توجه محافل بين المللي به اين مهمترين مسئله ي ايران، موثرترين راهكار تواند بود و شعله ور شدن آتش خشونت به نفع هيچ يك از اين ملت ها نخواهد بود هر چند گروههاي زياده طلب خشونت پيشه  تا كنون بر خلاف اين مصلحت جمعي عمل كرده اند.

براي حكومت سابق ايران بر اساس ناسيوناليم و نفت بنا شده بود، مسئله ي ملي بسيار حادتر بود چرا كه  ناسيوناليسم غيرمذهبي  پارسي كه به نام ايرانيت تبليغ مي شد، خواه ناخواه آنتي تز خود را پديد مي آورد و عكس العمل هاي ملي در ميان غيرپارسها را بر مي انگيخت و براي پيشگيري از وقوع چنين پديده اي، سيستم آموزشي كاملا متمركز و رسانه و مطبوعات تحت كنترل دولت به صورتي هماهنگ يك هويت فرمايشي را تبليغ مي كردند كه آنقدر ضعف هاي بنياني داشت كه تنها بچه مدرسه هاي يك كشور جهان سومس را راضي نگه مي داشت و همين بچه مدرسه اي ها بودند كه امروز مدافع سرسخت هويت بي بنيان ايراني با پسوند جديد اسلامي شده اند.

طراحان و مدافعان اين تاريخ و هويت علي رغم ميل باطني شان مبني بر اطلاق عنوان آفتخار آميز "پارسي" بر آن، آنرا هويت "ايراني" مي ناميدند تا با در ابهام نگه داشتن اذهان عمومي، از شكل گيري درك جمعي از هويت هاي غيرپارسي جلوگيري كنند. در اين تعريف؛ تاريخ شاهنشاهي باستان با مدنيت پارسي، دوره ي درخشان حيات ملي ايران و ايرانيان بود كه امواج مهاجر مهاجم عرب- اسلام و تورك و مغول بر آن عارض و موجب انحطاط آن شده و نيز زبان عربي و توركي را بر بخشهايي از كشور تحميل كرده بود و اكنون حكومت شاهنشاهي آريامهري پهلوي و ناسيوناليسم افراطي پارسي طالع نيك ايرانيان بود كه مي خواست قيم ملت شده و آنها را به هويت اصلي و واقعي باستاني شان كه همانا هويت پارسي است، برگرداند. طراحان مدافعان اين تئوري و تز هويتي شامل طيف وسيعي از سياستمداران عموما غير مستقل و وابسته به قدتهاي خارجي و تحصيل كردگان به ويژه متخصصين تاريخ و ادبيات پارسي بودند كه از پشتوانه ي سياسي و اقتصادي تام وتمام دولت و نيز بنيانهاي سرمايه دار غير دولتي مانند بنياد موقوفات افشار برخوردار بوده و نبوغ خويش را صرف خدمت و تبليغ هويتي كردند كه حيات ملي ايرانيان به ويژه غير پارسيان را در مهلكه اي عظيم درانداخت. اما آنچه اين تهديد را جدي تر ساخت، وقوع انقلاب مذهبي در ايران و واژگوني حكومت سلطنتي و تاسيس حكومت فعلي ايران بود كه بر خلاف تصور بسياري ها مبني بر برقراري عدالت ديني و مداراي معمول ايده هاي كوسموپوليستي با هويت هاي مختلف، از سويي با تقويت شاخص مذهب در هويت، بيداري ملي ملل ساكنان ايران را سالها به تاخير انداخت و از سوي ديگر با حفظ موقعيت برتر زبان و هويت پارسي در عرصه هاي سياسي و فرهنگي به تضعيف هر چه بيشتر زبانها و فرهنگهاي غير پارسي دوام بخشيد و در حالي كه با وقوع اين انقلاب‘ مردمان ساكن ايران در خلسه اي حاصل از تخدير مذهبي فرو رفته و هويت ملي شان برايشان كاملا بي اهميت شده بود، هويت پارسي با روايت غليظ شيعي به عنوان هويت مورد تاييد و تبليغ حكومت جديد قرار گرفت. عامل مذهب در ايران بعد از انقلاب 1979، دقيقا نقش كمونيسم در شوروي را بازي  كرد كه يك ايده ي كوسموپوليستي فراملي را تبليغ مي كرد اما شاخصه هاي ملي آن پان اسلاويسم بود و هويت روسي به عنوان هويت برتر مورد تاييد وتبليغ بود. حكومت مذهبي ايران نيز با تعريف مذهب به عنوان ملاك و فاكتور هويت، به راحتي از رشد شعور ملي در بين ساكنان غير پارسي ايران جلوگيري كرد در حالي كه تنها زبان و تاريخ رسمي مورد تاييد هماني است كه در دوره ي پهلوي تدوين شده و رسميت يافته بود با اين تفاوت كه پسوند اسلامي نيز به ايرانيت افزوده شده و هويت مبهم تر "ايراني- اسلامي" مورد تاييد و تبليغ قرار گرفت كه ايرانيت آن براي تبليغ پارسي گري و اسلاميت آن براي تبليغ شيعه گري و ممانعت از تكوين شعور ملي در ميان غير پارسيان. جالب اينكه كساني كه به طرح و تقويت مباني نظري هويت و حكومت اسلامي مي پرداختند، حتي در مواردي كه سخن از هويت ملي گفته و نوشته اند، هيچ اشاره ي روشني به مسئله ي واقعي هويت در ايران نكرده اند چنانكه در آثار برجسته ترين تئوريسينهاي اين طيف ماند شريعتي و مطهري كه از هر دري سخن گفته اند، كوچكترين اشاره ي روشن و صريح و صحيحي به مسئله ي هويت در ايران نشده. به عنوان مثال؛ مطهري در كتاب "خدمات متقابل ايران و اسلام" و شريعتي در كتاب "بازشناسي هويت ايراني- اسلامي"، چنان مطالب مغشوش و درهم و برهمي بر هم انباشته اند كه نتيجه ي آن چيزي نتواند بود جز سردرگمي و انحراف ذهني و فكري خواننده ي ناآگاه و نيز البته تبليغ ايرانيت به نام اسلام و به كام پارسيان!.

هر چند كه تخدير مذهبي اي كه تخدير مذهبي اي كه پس از تاسيس حكومت جمهوري اسلامي بر پارسي گري بازمانده از دوره ي پهلوي علاوه شده و مسئله ي هويت در ايران را پيچيده تر كرد اما مسئله ي هويت به ويژه در ميان طيف وسيعي از توركهاي آذربايجان كه از سابقه ي تاريخي خود و مسئله ي هويت در ايران و نيز تجارب سياسي مبتني بر ناسيوناليسم توركي(آذربايجاني) آگاهي داشتند، به عنوان چالشي اساسي باقي مانده و به كوششهايي مهم در راستاي تعريف و حفظ هويت مستقل توري آذربايجاني منجر شد و درون مايه ي آن از محتواي صرف ادبي دوره ي پهلوي به محتوايي تاريخي و سياسي متحول شد كه شرح اين فعاليتها و تحولات خود بحث مفصلي است كه از حوصله ي اين مقال فراتر است اما به عنوان نمونه مي توان به كارهاي تحقيقي آقاي جواد هيئت و نشريه ي وارليق و تلاشهاي ساير روشنفكران آذربايجاني از جمله ارگان نشريه هاي معتبري مانند "آذري ائل ديلي و ادبياتي" و "ديلماج" و افرادي مانند دكتر حسين محمدزاده صديق و مهندس عليرضا صرافي و مهندس حسن راشدي و ...اشاره كرد. اما پايه هاي تاريخي هويت توركي آذربايجاني را آقاي محمد تقي زهتابي در كتاب پر حجم "ايران توركلرينين اسكي تاريخي" (تاريخ ديرين توركان ايران) فراهم آورد و اهميت ويژه ي اين اثر از اين نظر است كه تماما به زبان توركي آذربايجاني نوشته شده و ضمن داشتن ارزش بنياني در تاريخ آذربايجان، از نظر زبانشناسي و ادبي نيز حائز اهميت است. در اين كتاب روايتي از تاريخ باستان آذربايجان و توركان در ايران تدوين شده است كه با تاريخي كه اساس هويت پارسي محور ايران قرار گرفته، كاملا متفاوت است. بر اساس روايت تاريخي زهتابي و نيز مورخين آذربايجاني بعد از وي كه هويت توركي آذربايجاني محور انديشه و برداشت تاريخي آنهاست، سرزمين آذربايجان  واحد سرزميني ملي توركهاست كه البته تعداد اندكي ساكن غير تورك دارد كه اقليت محسوب مي شوند و نيز توركها در طول تاريخ ايران نقش فرهنگي- سياسي بسيار مهمي داشته اند كهه مهمترين نمود عيني آن حكومت سلسله دولتهاي تورك در طول تاريخ در ايران است كه پي درپي هم در اين سرزمين حكومت كرده اند. علاوه بر اين روايت تاريخي مستقل از تاريخ رسمي ايران، زبان توركي آذربايجاني نيز به عنوان زباني كاملا متفاوت از زبان فارسي كه از پشتوانه ي ادبي و فرهنگي و زبانشناسي قدرتمند فراهم آمده در جمهوري آذربايجان و توركيه نيز برخوردار است و اين واقعيت آن را در جايگاهي بالاتر از زبان فارسي قرار مي دهد، خود عامل مهمتري است كه تعريف اين انديشمندان ار هويت توركي آذربايجاني را تقويت مي كند. اما مشكل اساسي مشكل اساسي در ميان آذربايجانيان كه امروزه مانع اصلي شكل گيري هويت ملي در آذربايجان ايران شده است، نا آگاهي و بي توجهي توده ي كم اطلاع آذربايجان نسبت به مسئله ي هويت و نيز بي اطلاعي آنان از هويت واقعي شان است و اين مشكل نيز از آنجا ناشي مي شود كه انحصار رسانه و مطبوعات و اختصاص بودجه هاي كلان براي تبليغ هويت پارسي با عنوان هويت ايراني- اسلامي و متقابلا ممانعت شديد از هرگونه فعاليت فرهنگي و سياسي به نفع هويت توركي آذربايجاني، عرصه ي نابرابري براي تبليغتات عظيم دولتي و غيردولتي به فع پارسيان فراهم آورده است كه مانع آگاهي مردم از كوششهاي هويت طلبانه ي ناسيوناليستهاي آذربايجاني شده است .

اما به علت وجود پتانسيل هاي قدرتمند واگرايي در ايران كه بررسي كوتاه آن پرداختيم، زيربناهاي تئوريك تحول هويتي در ايران فراهم آمده است و به محض پايان دوره ي انحصار و تمركز شديدي كه موقتا حاكم است، مسئله ي هويت ملي ، مهمترين مسئله ي ايران خواهد بود كه توان تجزيه ي ايران را دارد.  

 
< بعد   قبل >

تماس با ما

برای ارتباط با ما، با آدرس زیر در تماس باشید

  This email address is being protected from spam bots, you need Javascript enabled to view it